أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
237
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
پس از آنكه در وادى مزدلفه نيز نمازهاى مغرب و عشا را متّصلا ادا نمودند ، براى رمى جمرات چهل و نه ( 49 ) عدد سنگهاى كوچك جمع كردند و آن شب را در مزدلفه مانده نماز صبح را گزارده هردو باهم نهضت نموده و مدّتى بعد به وادى محسّر و اصل شدند . در وادى مذكور به قدر پانصد ( 500 ) ذرع مسافت را به سير سريع گذشته و در خارج حدود وادى باز به طور معتاد راه رفته به بازارگاه منا رسيدند ، و در اينجا با هفت عدد سنگ كه از مزدلفه گرفته بودند جمرة العقبه را انداخته به عرصهء مسجد خيف كه شب در آنجا هنگام مراجعت از مكّه بيتوته كرده بودند نازل شدند . پس از آن هريك ، يك قربان تدارك كرده در محلّ مسجد منحر نام نحر نموده ، روز سيّم ورود آنها به منا اصول مشروعهء رمى جمرات را اكمال و به مكهء مكرّمه توجّه نموده و براى گزاردن نماز ظهر مدّتى در وادى مخسف نام آرام گرفته پس از آن به حرم شريف كعبة اللّه معاودت كردند . حضرت ابراهيم بالاخره به بريّة الشّام رفته و سال بعد از آن حضرت ساره و اسحاق را آورده ايفاى فريضهء حج نمودند . چون حضرت ساره در اين سفر حرمت و رعايت فوق العادهء بسيار از حضرت اسماعيل ديد حركات واقعهء خود را به خاطر آورده خجل و شرمسار [ گشت ] ، و حضرت ساره تا هنگام وفات خود به حضرت اسماعيل اظهار محبّت و و داد مىفرمود . مادامى كه حضرت خليل در عالم شهود بود هر سال حضرت اسحاق را با خود به مكهء مكرّمه مىآورد ؛ و بعد از وفات آن بزرگوار كه دو هزار و هفتصد و هيجده ( 2718 ) سال قبل از هجرت واقع شد حضرت اسحاق به نفسه هر سال به قطعهء مقدسهء حجاز آمده و با گرامى برادر خود بدين وسيله تشييد مبانى حبّ و موالات مىنمود . بعد از حضرت اسحاق همهء كسانى كه به تاج با ابتهاج نبوّت تتوّج نموده و نبوّت و رسالت آنان را تصديق كردند به حجّ شريف مداومت مىنمودند ؛ و حتّى حواريون حضرت مسيح نيز چون به حدود مسجد حرام و اصل شدند براى تعظيم از چهارپايان خود پايين آمده و بىپاپوش راه مىرفتند .